
از جای اول خبرهای خوبی رسیده است. خبرهای اولیه ی خوب البته! بسی راه باقی مانده تا قطعی شدن همه چیز! تنها خواستم میخی زده باشم من باب برجسته کردن نقطه ای! و اینکه بگویم امروز متوجه شدم چقدر عاشق بازی با گذشته و اشک ریختن برای آنم! هنوز هیچی نشده بعضی چیزها را می بینم و دلم می گیرد! و هنوز به خوبی یادم هست که تنها کمتر از یک هفته ی پیش برای دوستم نوشتم : امیدوارم بشود چون دلایلم برای رفتن روز به روز قویتر می شوند..... یک گام دیگر هم جلو رفت... ...
ادامه مطلب
نمیدونم چندمین شب یلداییه هستش که بدون کنار خانواده بودن سپری میشه و حتی شاید اولیش باشه. به خودم میگم مهم نیست...شب یلدا بودنش مهم نیست مهم خنده ها و لحظات شاد رها از قید و بند مناسبات هستند که هرلحظه می تونن رخ بدن مهم دقایق بی نظیری بود که دیشب با خواهرم در حال قهقه زدن به ویدیوهایی که صدها بار تا حالا دیده بودیم، گذراندیم الان خسته ام....در خوابگاهم و ساعت از نیمه ی شب هم گذشته و با توجه به نخوابیدن شب گذشته 48 ساعتی میشه که بیدارم الان در خوابگاهم و دوست افغانیم (که پتانسیل پرروشدن رو داره) نشسته و داره برحسب شانس یکی از اپیزودهای فرار از زندانو میبینه...
ادامه مطلب