اما چرا نیاید؟ چه دلیلی داشت؟
همه چیز واضح بود، خود او پیشاپیش جلسه ی بعدی را تعیین کرده بود، بحث های جدی را پیش کشیده و به طور کلی استقبال کرده بود. سر قیمت هم نسبتا به توافق رسیده بودند.
اما گویی برخی اوقات هزار دلیل و تصویر واضح به راحتی در برابر یک جمله ی متناقض بی سر و ته مملو از کلمات گنگ رنگ می بازند و تسلیم می شوند. یک دلیلی وجود داشت...یک قرار از پیش تعیین شده که او نمی آید.....معلوم است نمی آید....
ساعت از 9 گذشت...شاید با 9.5 اشتباه کرده باشد؟....ساعت از 9.5 هم گذشت تا مطمئن شود انبوه خیالی که آینده را بافته بودند به همین راحتی از هم می شکافد.......