شاید فقط و فقط چون ابتذال کلیشه ای شون حالمو بهم میزنه و باعث بشه اولین نفری که میگه : بسه، خودم باشم...
گرچه فرقی هم نمیکنه...بعد ب بسم الله، خودش درونی جاری میشه! ننوشتنش فقط و فقط چشم پوشیه!
بی خیال....ننوشتن و بعد این همه قصه بافتن بابت دلیلش؟!!!!!!!
نشستم پای پروپوزال برگشت خورده شده، یه جمله اصلاح می کنم بیست دقیقه الافی و بعدش به این فکر می کنم که این چه جورشه؟ این دیگه چه پروپوزالیه؟ این دیگه چه کاریه؟
به این فکر می کنم این پروپوزال چه طوری میتونست جذاب تر باشه؟
پاسخ سریعتر از تمام شدن آخرین کلمات پرسش میاد...
داشتن دغدغه ش.....که ندارم...سوال برام جذاب نیست...پیگیری جوابش که دیگه بدتر
آرزو می کنم کاش بود...کاش میتونست این پروپوزال سوالی باشه که دنبال جوابشم.
دغدغه دارم...نه فت و فراوون...اما یه چیزهایی هست که میدونم اگر جای این پروپوزال مصنوعی می نشستند، مسیر خیلی خیلی ماجراجویانه تر و مفید تر بود....حیف....
طبق معمول هم مسیر نیستند...دغدغه و مشق زندگی...نتیجه چی میشه؟
نگم سنگین تر و بهتره.....
و این یک سوی قضیه ست....
اگر همین پروپوزال رو وسط بذاریم و من به چند قسمت (مساوی یا نا مساوی نمیدونم!) تقسیم بشم و بشینم بالای سرش، تازه نمایش دیدنی اینجا شروع میشه :
یکی میگه : زودتر تمومش کن که بچسبی به قضیه ی سربازی
اون یکی میگه : من نمیدونم چی میشه اما باید طوری شه که نتیجه ش بشه یه بلیط طلایی واسه رفتن
یکی دیگه (که معرف حضورتون هست) می فرمایند : حسی نسبت بهش ندارم، دغدغه شو ندارم، تشنه ی سوالات دیگه ای هستم و مشکلات دیگه ای... که متاسفانه به این راه و رشته نمیخوره
یکی دیگه هم هست مثل مسکن که گاها خمیازه ای میکشه و میگه : بی خیال.......
شاید بازم باشن....و شاید هم جای یکی هست که به شدت خالیه؟
اما کی؟ این رو هم نمی دونم........
برچسب: پروپوزال,پروپوزال نویسی,پروپوزال کاری,پروپوزال آماده,پروپوزال آماده رایگان,پروپوزال نویسی کارشناسی ارشد,پروپوزال دکتری,پروپوزال طراحی سایت,پروپوزال آماده رایگان مدیریت,پروپوزال علوم تحقیقات,
نویسنده: سپیده مقدم